دال

خرید بک لینک

امشب دال اينجا بود،هر از گاهي مياد سر ميزنه و ميره خيلي وقت بود كه نيومده بود و سرنزده تا اينكه عصر مامان گفت داره شام مياد.

راستش من هيچ وقت از دال بدم نميومد .دال همبازي مهربون بچگياي من بود ،وقتي به گذشته و بچگيام نگاه ميكنم دال بي شك حضور پر رنگي داشته،خيلي پر رنگ ،باهم شعر ميخونديم ،نقاشي ميكشيديم،بازي ميكرديم ،عين همه هم بازياي ديگه ...

ولي كاش همه چي همونجور مي موند كاش همه به خوب راضي بودن و دنبال خوب ترين نبودن،كاش ميذاشتن ما هم فقط عين دو تا همبازي باشيم ،دو تا دوست خوب و معمولي ،كاش با حرفاشون خيلي چيزا رو خراب نميكردن .

من هيچ وفت دال رو جور ديگه اي دوست نداشتم ولي اونو نميدونم ،شايد اون منو دوست داره شايدم ديگه نداره .

اينكه من دال رو رد كردم اينكه دال رو نخواستم ،دليلش دلايل احمقانه اي كه ديگران از زبونم و پشتم ساختن نبود ! دليلش بد بودن دال نبود ! دليلش پول نبود ! دليلش اين نبود كه شايد من كس ديگه اي رو دوست دارم ! دليلش تيپ نبود ! و برعكس همه حرفايي كه پشت اون زدن من ميدونم كه اونم بي ازار تر از اين حرفاست .چيزي كه اشكار بود اين وسط حسادت و كينه بيخود بعضي ادما بود .

دال نشد چون مطابق معيارهاي ذهن من نبود !چون من هيچ وقت جور ديگه اي دوستش نداشتم به جز ي دوست بچگي !دال نشد چون احساس من اين بود كه ما كنار هم موفق نيستيم ! كه چون عقايدمون به هم نميخونه !

حتي يادمه يه روز يكي بهم گفت خيلي احمقي كه دال رو قبول نميكني !خيلي عقايدت مسخره است و من سكوت كردم و جوابي ندادم .

از وقتي عاقل تر شدم ذهنم براي خودش يك سري ايده ال هايي تشكيل داد ،يه ايده الايي كه مخصوص منه و فكر ميكنم هر ادمي يه ايده الايي داره ،حالا شايد اين ايده الا شبيه باشن و وجه اشتراك داشته باشن شايدم اصلا اينطور نباشه ،يه ايده الايي كه شايد مسخره باشه ،ولي دست خودم نيست هر ادمي رو ميبينم با اون ايده الا وقف ميدم اصن شايدم واسه همينه كه دوستاي صميمي كمي دارم ولي خوبي دارم !وبعضي وقتا هم ميگم شايد اينا همش الكي باشه ايده الا واسه وقتيه كه ما كسي رو دوست نداشته باشيم !بعد هي واسه قانع كردن ايده الامون رو بالا پايين ميكنيم و واسه خودمون دليل مياريم! چيزي كه بارها و بارها ديدم ادمايي بودن كه به خاطر دوست داشتنشون از ايده ال هاشون گذشتن .من نميدونم بايد عاقلانه فكر كرد و منطقي يا احساسي ،ولي ميدونم دوست داشتن رو نميشه تزريق كرد .نميدونم واسه من يه روزي قراره چه اتفاقي بيفته ايا منم يه روز به خاطر دوست داشتنم ايده الام رو زير پا بذارم يا با ايده الام كسي رو پيدا كنم كه دوستش داشته باشم يا ...

اما،دال همبازي عزيز بچگي هاي من از اينكه بزرگ شديم اصلا خوشحال نيستم ،دال شريك خاطرات بچگي هام دلم ميخواد بدوني كه تو واقعا ادم خوب و مهربوني هستي و فقط كاش از حرفاي زشتي كه از طرف من زدن دلخور نباشي ،كاش دركم كرده باشي ...،از ته دلم ارزو ميكردم كاش هيج وقت بزرگ نميشديم بزرگ نميشديم بزرگ نميشديم .....

پاييزهاي نه چندان دلچسب...

ما را در سایت پاييزهاي نه چندان دلچسب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 5:16

صفحه بندی